X
تبلیغات
رایتل
Adiabatic
آرشیو
شنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1385
آب هویچ

    چند ماهه امریکا تلاش می کنه بتونه بنحوی پرونده ایران رو به شورای امنیت ببره و اونجا ایران رو محکوم کنه . مفتوح شدن پرونده در شورای امنیت می تونست دو پیامد برای ایران داشته باشه تحریم و یا جنگ . هردو این گزینه ها برای ایران (هم حکومت و هم مردم) نامطلوبه به همین سبب ایران هم بموازات همین تحرکات سطح ارتباطات خودش رو با روسیه و چین که از دارندگان حق وتو هستند بالا برد و اونها هم نامردی نکردن و تا اونجا که می تونستن دوشیدن و شاید بشه گفت الان مانع اصلی در برابر امریکا همین دو کشور هستن . البته ایران هم همانند طرف غربی قضیه از سیاست چماق و هویچ پیروی میکرد گاهی بر طبل جنگ می کوبید و گاهی از خود حسن نیت هایی نشان میداد . تا حالا عدس پلوهایی که سرکار خانم رایس به کشورهای عضو شورای امنیت داده هم کارگر نیفتاده . در چنین شرایطی اروپا هویچهای تازه ای رو میکنه ولی ایران میدونه که هویچ اصلی فقط دست امریکاست و اینه که هویچ هیچ کشوری حتی روسیه رو گاز نمی گیره . دو تا مشکل وجود داره اینکه ایران با امریکا رابطه نداره و دیگری اینکه امریکا هویچی به سمت ایران نگرفته . یه نظریه هست که میگه هویچ تو خود رابطه خوابیده ! امریکا چندین ساله که دارایی های ایران رو ضبط کرده (که با احتساب سودش میزانش سر به فلک میزنه ) و تنها کشوری در دنیاست که میخواد حکومت ایران رو عوض کنه (و مشخصه که تنها اوست که میتونه تضمین امنیتی به ایران بده ) بنابراین پیش به سوی رابطه با امریکا .با اینحال منافع امریکا در ایران جز با سقوط حکومت فعلی میسر نمیشه چرا که اختلافات سیاسی دولتهای ایران و امریکا بسیار عمیق و ریشه داره  .مساله انرژی هسته ای ایران اصلا به این خاطر علم شد که گیری به ایران داده بشه و از قبل این گیر بشه حکومت ایران رو به نحوی عوض کرد حالا این گیر کارکرد معکوس پیدا بکنه و امریکا یه چیزی هم دستی به ایران بده باید خیلی عجیب باشه . اگر ایران بتونه امتیازات خوبی در قبال توقف غنی سازی اورانیوم بگیره چیزی از دست نداده توان هسته ای نیروگاهها رو می تونه با سوخت وارداتی تامین بکنه و با مشوقهایی که دریافت میکنه می تونه بنیان اقتصادیش روقوی کنه .از نظر تامین انرژی کارهای خیلی زیادی میشه تو کشور کرد ما هنوز ازتمام ظرفیتهامون در تامین برق از سدهای آبی بهره برداری نکردیم . گفته میشه تو چین فقط روی یک رودخانه صد و ده سد ساختن ! اگر هم رابطه ایران و امریکا برقرار بشه امریکا به نحوی سعی خواهد کرد حکومت ایران رو ساقط کنه تا جبهه ای به نام جهان اسلام در مقابل تمدن غرب صف آرایی نکنه . به نظر میرسه کم کم پیش بینی های ساموئل هانتیگتون داره به واقعیت می پیونده . از طرفی چین روز به روز قدرتمندتر میشه و از سوی دیگر مسلمانان که سالیان سال در عرصه سیاست جهانی منفعل بودن به یکباره به تکاپو افتادن .اگر چند روز بعد از"صلح امام حسن" شنیدین و اینکه پیامبرو ائمه هم با دشمنانشون صلح میکردن تعجب نکنین .البته من امیدوارم در این مقطع چنین چیزی اتفاق بیفته چون  در میان تمام گزینه ها برای مردم هم بهترین حالت ممکن همینه .

 

تیم سینما یک کوچ کردن رفتن سینما چهار و بهمین خاطر چند وقته شبکه چهار فیلمهای خوبی داره پخش میکنه از جمله رودخانه میستیک که فکر کنم هفته پیش داد و همین چارلی و کارخانه شکلات سازی که این هفته پخش کرد چیزی که بعضا از خود فیلم برای من جذاب تره بحثهای کارشناسی فیلمه .خیلی جالبه که تو فیلمی که من هم تماشا کردم و چیز خاصی درش نیافتم این همه نکته وجود داشته باشه .این نکته بینی کارشناسها باعث میشه آدم هم کم کم نکته بین بشه .قبول دارین؟

 

شاید تو عمرم تا حالا فقط دو بار نمایشگاه کتاب رفتم . حتی اون موقع که تو نمایشگاه کار می کردم هم هر نمایشگاهی رو بازدید نمی کردم . آخرین باری که نمایشگاه کتاب رفتم شاید 5 سال پیش شایدم بیشتر . از بازدید من که برام فقط خستگی موند و مخملی شدن گوشها چون جو گیر شده بودم و بخاطر تخفیفها کتابهایی رو خریده بودم که مدتی بعد فهمیدم اونقدرها هم به دردم نمی خوردن .از اون به بعد تصمیم گرفتم برم از انقلاب خرید کنم .فکر کنم کمبود امکانات تفریحی باعث شده عده ای نمایشگاه رو با تفرجگاه اشتباه بگیرن هر نمایشگاهی تو تهران برگزار میشه خیل عظیم مردمه که میان و میرن همین یه ماه پیش نمایشگاه نفت و پتروشیمی یه عالمه ملت بروشور دوست تشریف آورده بودن بروشور و کیسه و خودکار و اینها جمع میکردن نمی دونم این بروشورها رو می برن خونه چیکار می کنن .

 

گفتم نفت یاد یه خاطره افتادم . روزهای آخر دوره آموزشی بردنمون اردوگاه . دسته بندی مون کردن و به هر 12 نفر یه چادر دادن . ارشد دسته که پسر خیلی درشتی بود و مهندسی نفت خونده بود هم افتاد با ما . یه فانوس نفتی هم به هر چادر دادن که شب تو چادرها روشن کنیم . فانوس ما نفت نداشت دادیم به همین پسره که اسمش ممد بود ببره نفت بریزه بیاره . رفت و آورد دیدیم روشن نمیشه یه کم کنکاش کردیم دیدیم به جای نفت از تانکر بغلیش آب پرکرده آورده .گفتیم ممد مرده شورت رو ببرن با این مهندسی نفت خوندن که نفت رو از آب تشخیص نمیدی . دیگه اون شب انقدر به این بابا خندیدیم مردیم !


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 439635


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها