X
تبلیغات
رایتل
Adiabatic
آرشیو
شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1385
شب دهم جلسه نهم

چند وقته در عالم برزخ به سر می برم میشه گفت دو هفته ای شده . یه شرکت جدید که فعالیتش به نوعی با قبلیه یکیه و جای قبلیه رو تو ایران گرفته از دو هفته پیش از ما خواسته بریم براش کار کنیم تو این مدت ما هم برای این شرکت و هم برای اون شرکت کار کردیم . دست شرکت قبلیه درد نکنه که اون آب باریکه ای که ازش در میومد همیشه به موقع بود و سر ماه علیرغم اینکه فول تایم اونجا نبودیم باهامون فول حساب کرد ولی این طرف که ادعای بزرگیش هم میشه وای که چقدر بی نظمه ! اگر با چشم خودم نمی دیدم باور نمی کردم . یه ساختمون شیک شش طبقه دارن با کلی تشکیلات تمام کامپیوترها رو به شبکه متصل کردن و برای اینکه امنیت داشته باشه هیچ کامپیوتری نه ورودی داره نه خروجی ! اگه سی دی یا کول دیسک آورده بودی می خواستی تو کامپیوتر ببینی میبری طبقه پنجم میذارن رو شبکه بر میگردی طبقه دوم استفاده می کنی دوباره میری طبقه پنجم پس میگیریش ! من تو شرکت قبلیه عالی کار می کردم خیلی وقتها پیش میومد همزمان که یه دستورالعمل رو ترجمه می کردم میدادم منشی مون تایپش کنه که کار سریع پیش بره اینجا منشی ها برای خودشون رییسن و از هیچ کسی حساب نمی برن . من یکی که موندم یادمه اولین روزی که برای جلسه اومدیم اینجا و ظاهرش رو دیدم آرزو می کردم یه جور بشه اینجا کار کنم ولی با این مدل بی نظمی فقط اعصاب آدم خرد میشه و بس . تو این مدت چند تا شرکت مطرح دیگه هم رفتم مصاحبه کردم یکیش برای خط تولید نیرو میخواست و میگفت اینجا باید بتونی یک هفته در میون شب تا صبح کار کنی می تونی؟ منم گفتم بله (خب اگه میگفتم نه که به سئوالات بعدی نمی رسیدم ) نامزد که نداری؟ من : نه  . پس جمعه ها و روزهای تعطیل در اختیار خودت هستی؟ من – بله . اینجا خیلی پیش میاد مجبور باشی تعطیلات و مناسبتها رو هم بمونی و کار کنی . تو تمام این مدت داشتم خط تولید پر سر و صدا رو نگاه میکردم . بنده خدا کارگرها . مثل ماشین داشتن کار می کردن و از اونجا که طب کار تو ایران اصلا رعایت نمیشه به سن بالا که برسن ... با اینکه از کار خوشم نیومده بود خواستم بعنوان یه راه حل در اختیار داشته باشمش هیچ چی نباشه حقوق و مزایاش خیلی بهتر از چیزیه که تو شرکت قبلیه میگرفتم شرکت جدیده هم که فعلا قرارداد نبسته تا بدونم چی به چیه .

یکی از ایرادات شرکت جدیده اینه که عقلشون نرسیده دو تا آسانسور بذارن کنار هم فقط یه آسانسور هر طرف ساختمونه و خیلی وقتها باید برای رفتن به سایر طبقات (به دلایلی که عرض شد) کلی وقت صرف کنی . البته شاید فقط من یه نفر این مشکل رو دارم چون بقیه دلیلی نداره اینقدر اینور و اونور برن . امروز اومد کنار آسانسور دیدم یکی دیگه هم وایساده . گفتم حتما اینم منتظر آسانسوره . منم منتظر موندم دیدم آسانسور اومد از طبقه ما گذشت و فهمیدم اون اصلا منتظر نبوده و منم دگمه رو نزدم و اینجا بود که به یه نتیجه بزرگ تو زندگیم رسیدم >>> منتظر دیگران نمونین خودتون اقدام کنین .

دیدین چند روز پیش برق تهران چند ساعت رفت .خوبه اون موقع بیرون نبودم یا تو آسانسور البته شرکت ما برق اضطراری داشت ولی خیلی جاها که نداشتن ملت تو آسانسور گیر کرده بودن . وای چه هراسناک !!!

دیشب همه خانواده رفتن عروسی منم که حال و حوصله این مدل مجالس رو ندارم موندم خونه ! اول میخواستم مطالعه کنم بعد به سرم زد از تنهاییم استفاده کنم و فیلم ببینم آخه وقتی بقیه خونه هستن نمیشه سینمای خانوادگی ایجاد کرد و از نور و صدا لذت برد . دیدم تو دی وی دی هام یه فیلم ترسناک دارم که تو اینترنت خونده بودم مثل the others میمونه گفتم دمش گرم تنها هم هستم هیجانش بیشتره ! فیلم رو گذاشتم و دیدم ولی دریغ از یه ذره تعلیق ! دریغ از یه جو هیجان ! بعضی از این سایتهای اینترنتی هم آدم رو گول می زنن . به هر حال اگر از فیلمهای ترسناک خوشتون میاد session 9 رو بی خیال شین .

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 439577


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها