X
تبلیغات
رایتل
Adiabatic
آرشیو
شنبه 1 مهر‌ماه سال 1385
ترس از دیدن

 

سر چند راهی قرار گرفتم چند تا موقعیت خوب کاری یه دفعه بهم پیشنهاد شده هنوز از شرکتهای قبلی هم استعفا ندادم نمی دونم باید چیکار کنم خودمم گیج شدم ! کلاس فرانسه مون هم از دیروز تشکیل شد .خوشبختانه هنوز چیزهایی رو که قبل از سربازی خونده بودم بلد بودم . نمی دونم چرا فرانسه انقدر خوب تو ذهنم می مونه و برعکس آلمانی ...! اگه شغلم رو عوض کنم دیگه وقت خالی اصلا نخواهم داشت چون هفت و نیم شب باید محیط کار رو ترک کنم و برای خواب بیام خونه . اینم زندگی به سبک ایرانیه . نمی دونم اونایی که زن و بچه دارن با این یکی دو ساعت وقت خالی در روز چطوری به اونا می رسن من که میگم این یکی دو ساعت برای رسیدگی به خود آدم هم کافی نیست .

دیشب باز خانواده رفته بودن عروسی من نشستم فیلم ترسناک دیدم ! می دونین که خیلی از فیلمهای ترسناک هالییود در اصل از قصه ها و بعضا از فیلمهای ژاپنی گرفته شده . فیلمی که من دیدم نسخه ژاپنی The eye بود .احتمالا  بعضی هاتون از تلویزیون خودمون فیلم رو دیده باشین من که خوشبختانه ندیده بودم ! راستش فیلم زیاد هم ترسناک نبود از کل فیلم فقط تو یه صحنه ترسیدم !

دختر نابینایی که فقط دوسال اول زندگیش رو بینا بوده توسط عمل جراحی بینا میشه . او تا حالا اجسام رو از طریق حس لامسه میشناخته و حتی پس از اینکه بینا میشه برای شناسایی اجسام نیاز به لمس کردن اونا داره . دکتر معالجش میگه معمولا کسانی که کور بودن و بعد بیا میشن دچار ترس میشن .

فکرش رو بکنین یه دنیا پر از آدمهای کور وجود داشته باشن که حتی ندونن قوه ای به نام بینایی وجود داره . اونها همه کاراشون رو با لامسه انجام میدن و این براشون عادیه . اون آدمها ما هستیم . ما حسهای ناشناخته ای داریم که هنوز ازشون بهره نگرفتیم چون نمی دونیم وجود دارن !

شاید اونچه که در مورد ترس بعد از مرگ گفته میشه مشابه همین ترس بینا شدن باشه ! کسانیکه تا همین چند لحظه قبل نسبت به ماهیت امور نابینا بودن به یکباره بینایی شون رو بدست میارن و جهان و ساکنانشون رو همانگونه که هستن می بینن .


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 439558


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها