X
تبلیغات
رایتل
Adiabatic
آرشیو
چهارشنبه 9 آذر‌ماه سال 1384
بارور شدن علم دولتی

 

آیا میشه در جایی آزادی اندیشه وجود داشته باشه ولی آزادی بیان نباشه؟ خب اگر کسی نتونه آزادانه اندیشه هاش رو بیان کنه که ....

 

دو ترم کلاس زبان هم تموم شد . معلممون دغلبازی بیش نبود من نمی دونم بعضیها با چه اعتماد به نفسی زنده ان  . طرف اصلا نمی دونست فرق ضمیر با صفت چیه . فقط بلد بود بیاد از رو درس بخونه و بره جالب اینجا بود که معنی بعضی لغتها رو تو همین سطح پایین هم بلد نبود ! البته بیش از اونکه بر او ایرادی وارد باشه ایراد بر من وارده که چرا بهش اجازه دادم خیال کنه نمی فهمم هیچی نمی فهمه !

 

شرایط ، محیط و هر چیز دیگه ای که فکرش رو بکنین نمی تونن احساسی در انسان برانگیزن . احساس از درون خود انسانه که برانگیخته میشه .اگر غیر از این بود در شرایط مساوی منو و شما باید حسی یکسان می داشتیم . پیش اومده و میاد شرایطی که تو توش لذت می بری ولی حتی تصورش برای دیگری آزاردهنده است . اگر بتونی دنیای درونت رو در اختیار بگیری و کنترلش کنی باور کن خیلی بیشتر از اینها از زندگیت لذت می بری . ما بعضی وقتها از سر عادت عکس العملهایی نسبت به محرکها داریم که نه عقلی هستن و نه ضرورتی دارن . خیلی سریع به یک سری محرکها پاسخ میدیم و بعد به این فکر می کنیم که اگر اینکار رو نکرده بودیم هم حال خودمون بهتر بود و هم دیگران . تو صحنه ای از فیلم ماتریکس که دارن تمرین رزم می کنن پس از مدتی نئو شروع به نفس نفس زدن می کنه مورفیس بهش میگه فکر می کنی داری چی تنفس می کنی ؟ اینجا هوایی وجود نداره . اگه یه نگاه دقیق به زندگی مون بندازیم می بینیم ما هم خیلی جاها الکی نفس نفس زدیم .محرکی وجود نداشته و رفتار ما فقط از سر عادت و برپایه توهمات بوده و بس .

 

کنار اومدن با خود خیلی خوبه هم برای آدم و هم برای سازمان و حتی برای حکومت . خوبه که تکلیف مشخص بشه .اگر مسئولین اهل تشریفات نبوده و نیستن چرا هواپیمای تشریفاتی خریداری شده و اگر اهل این صحبتها هستن و ایرادی هم بر این امر نیست یک سری الفاظ از صحبتها حذف بشه . نوسان تا کی ؟

 

تو سطح کشور مسابقه برگزار کردیم یه عده رو گلچین کردیم یه سال آموزششون دادیم بردیمشون المپیاد مدال گرفتیم تو تلویزیون نشونشون دادیم .به خودمون افتخار کردیم و گفتیم ایران پیشرفت کرده . بطور خاص هزینه زیادی صرف پروژه های هسته ای کردیم دانشش رو گیر آوردیم گفتیم از نظر علمی تا سطح دنیا بالا اومدیم . پروژه شبیه سازی تعریف کردیم میخوایم گوسفند شبیه سازی شده بدیم بیرون .توهم برمون داشته خیال می کنیم با یه گل بهار میشه .یه کاسه ماست برداشتیم بردیم لب دریا میخوایم بریزیم تو آب دریا دوغ بشه خودمون هم می دونیم نمیشه ولی اگه بشه چی میشه ! اسم اونچه تو ایران اتفاق می افته رو من میذارم علم دولتی . همونطور که شرکتهای دولتی نتونستن موجبات پیشرفت اقتصاد رو فراهم کنن علم دولتی هم به تنهایی در عرصه دانش راه به جایی نمی بره . ما نمی خوایم قبول کنیم برای پیشرفت باید نیاز به علم رو در جامعه مون حس کنیم . باید صنعتمون محتاج علم بشه .صنعت دولتی ما نیازی می بینه پیشرفت کنه لذا نیازی هم به علم نداره . اصلی ترین مشکلی که باید حل بشه اقتصاده . تا وقتی اقتصاد دولتیه و بر پایه نفت می چرخه .مسایل و مشکلات باقی هستن حتی مسایل سیاسی هم در ارتباط مستقیم با همین اقتصاد نفتیه .

 

جملات امروز رو در مذمت افکارمنفی بخونین :

آبی که می تواند کشتی را غرق کند تا چشم کار می کند گرداگرد آن را فراگرفته ولی فقط آبی می تواند موجب غرق شدن کشتی شود که به داخل کشتی راه یابد ...........................آنانت پای

دو فروشنده برای بازاریابی کفش به افریقا رفتند اولی مخابره کرد : امکان فروش کفش در اینجا وجود ندارد چون همه پا برهنه هستند . دومی پیغام داد : بازار بالقوه بسیار خوبی است زیرا هیچ کس کفش به پا ندارد .

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 439558


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها