چند روز پیش در دفتر نشسته بودم که عزیزی
زنگ زد (و طبعا ایشون جنس مخالف هستند و گرنه عزیز نبودند
) ، مکالمات رد و بدل شده و نتیجه گیری اخلاقی را بخوانید :
عزیز : ببین ، در مورد پورت سریال کامپیوتر چی میدونی
انگوری : یه چیزایی میدونم ، بگو چی میخواهی تا بگم.
عزیز : میخواهم بدونم که آیا با پورت کارت گرافیک فرق داره 
انگوری : خب معلومه که فرق داره ، و گرنه میشد از اونها بجای هم استفاده کرد.
عزیز : چه فرقی داره
کامل بگو ، آیا تا بحال برای پورت کارت گرافیک برنامه نویسی کردی
انگوری : نه نکردم
عزیز : پس چجوری میگه فرق دارن 

انگوری : بابا جون ، خب این معلومه دیگه ، اینا 100% از لحاظ Pin های VCC و Ground و Data فرق دارند 
عزیز : چه فرقی دارند 
انگوری : نمیدونم ، برو IEEE رو نگاه کن میفهمی
.
عزیز : اگه میخواستم نگاه کنم که به تو زنگ نمیزدم
انگوری : بابا جون چرا اصل کلام رو نمیگی تا بهت بگم چیکار باید کنی
بعد از یک ساعت چک و چونه زدن و دادن اطلاعات فنی و مطالعه مستندات IEEE مکالمات اینگونه دنبال میشود.
عزیز : میدونی فکر کنم سوخت 
انگوری : چی سوخت 
عزیز : هیچی موبایلم رو بجای اینکه به پورت سریال وصل کنم زدم به پورت کارت گرافیک
انگوری : خب ، اینو از اول میگفتی
عزیز : خب حالا چیکار کنم 
انگوری : ببرش گارانتی
عزیز : ممنون از راهنماییت
انگوری : دختر خوب ، اینو همون اول میپرسیدی ، دیگه چرا یک ساعت حاشیه میری !؟ اونم از نوع علمی
عزیز : آخه فکر میکردم شاید اشتباه میکنم و موبایلم نسوخته
انگوری : @#$/#$%^
یکی از علل اصلی مشکلاتی که بین زن و مرد بوجود می آید ، همین تفاوتهای مختص به جنس مخالف است که معمولا از دیدها پنهان میماند. مثلا در مورد نوع نگرش مردان و زنان به مسائل و مشکلات باید گفت که مردان بیشتر دنبال اصل ماجرا هستند و بیشتر به ریشه مشکلات توجه میکنند ، در حالی که زنها بیشتر عوامل محیطی را در شکلگیری مشکلات موثر میدانند و به حاشیه تئجه زیادی میکنند. در مثال فوق کاملا این وضعیت مشخص است ، انگوری از اینکه فرد مخالف حاشیه میرود و اصل ماجرا را نمیگوید ناراحت میشود و طرف مقابل هم از اینکه انگوری اصلا به حرفهایش گوش نمیدهد و دائم از قسمت ناراحت کننده ماجرا میپرسد ، ناراحت میشود.
در اینگونه موارد باید چکار کرد !؟ بهترین راه حل چیست !؟ من نمیدانم که بهترین چیست ولی دوست دارم که هر کدام از طرفین به طریق مورد رضایت طرفین عمل کنند ، درست است که در این حالت باز هم یکی از طرفین پرحرفتر و دیگری کم حرفتر است ولی این بار نه از روی خود خواهی و خود نگری است بلکه از روی دگر خواهی و ایثار است و این باعث تدوام دوستیها و زندگی شاد میشود .نظر شما چیست !؟
*** چند سخن حکمت آمیز
1- در زندگی هم بخشش لازم است هم سختگیری ، بجای اینکه قبل از ازدواج بخشش و عطوفت داشته باشید و بعد از آن سختیگری ، چه خوبست که جای این دو را با هم عوض کنید ، زیرا در اولی شقاوت نهفته است در دومی سعادت (شیخ عجل انگوری رحمت الله علیه
)
2- ازدواج کنید برای آنکه که خوشبخت کنید نه آنکه خوشبخت شوید (شیخ عجل دیل کارنگی
)
متن دختر و پسری چند روز پیشم معلوم بود به ذائقه آقایون خوش نمیاد ولی محکوم کردن اینجانب به زن ذلیلی اونم از نوع حاد یه مقدار غیر قابل هضمه اینه که برای اثبات بی طرفی و برقرار کردن تعادل این بار یه متن به حمایت از آقایون تقدیم میکنم .وای به حالتون اگه این متن رو لحاظ نکنین!!!ترجمه این متن هم بزودی در همین صفحه قرار داده میشه
(Bank's cash
dispenser machines)
Boys: > > >
Drive to the bank
Park and go to the Cash Dispenser.
Insert card
Dial code and desired amount
Take the cash, the card and the slip
Girls: > > >
Drive to the bank
Engine stalled
Check make-up in the mirror
Apply perfume
Manually check haircut
Park the car - failure
Park the car - failure
Park the car - Success
Search for the card in the handbag
Insert card,
Card rejected by the machine
Throw phone card back in handbag
Look for bank card
Insert Card
Look for Secret Box (where secret code is > > >
written) in
Handbag
Enter code
Study instructions for 2 minutes
#Cancel#
Re-enter code
#Cancel#
Call Boyfriend/husband to get correct the code
Enter desired amount
#Error#
Enter bigger amount
#Error#
Enter maximum amount
Cross fingers
Take cash
Go back to the car
Check make up in rear mirror
Look for keys in handbag
Start car
Drive 50 meters
STOP
Drive back to bank machine
Go out of the car
Take card and ticket back from machine
Go back to the car
Throw card on passenger seat
Throw slip on the floor
Check make up in rear mirror
Manually check haircut
Go into roundabout - wrong way
BRAKE
Go into roundabout - right way.
Drive 5 kilometers
Remove hand brake
Call boyfriend/husband to tell how miserable she was
because of HIM.
تحصیلات دانشگاهی در ایران
نوشته:زهرا حسین بابایی
اگر نگاهی به آمارهای چند ساله اخیر روزنامه ها و مجلات بیندازید و یا اگر یک هفته پای خبرهای رادیو و تلویزیون بنشینید آمار جالبی از اوضاع تحصیلات دانشگاهی در ایران به دست خواهید آورد، و نکته جالبتر آن است که همه این آمار را با افتخار بیان می کنند! حتما در جریان هستید که طبق آمار اکثرا ورودی های سالیان اخیر دانشگاه ها دختران بوده اند ، در همین سال جاری حدود 60% از ورودی ها را دختران تشکیل داده اند! اما سوال این است که ، چرا آمار ورودی دانشگاه ها طی سال های اخیر بدین منوال بوده است؟! آیا این آمار در مجموع به نفع جامعه خواهد بود؟ و یا اینکه اثرات بدی در پی خواهد داشت؟!
همان طور که می دانیم جامعه ما، جزء کشورهای جوان دنیا محسوب می شود، در حال حاضر مهم ترین نیاز کشورهای جوان دنیا رشد و توسعه اقتصادی است و کشور ما هم از این قاعده مستثنا نیست، اما مشکلی که در کشور ما و کلا کشورهای در حال توسعه می باشد، ساختار آموزشی آن است! بدین ترتیب که برای ورود به دانشگاه (که غالبا در این کشورها فاکتور مدرک دانشگاهی بسیار مهم می باشد!) سدهای زیادی بر سر راه بوده که از جمله آن کنکور می باشد.
فاصله بین هر دو کنکور یک سال است و اگر کسی نتواند بار اول قبول شود دقیقا یک سال باید صبر کند! این فاصله شاید برای دختران مشکلی ایجاد نکند چون آنها با مسائلی از قبیل سربازی سر و کار ندارند! اما اگر پسری نتواند به دانشگاه راه پیدا کند، ناچار است به سربازی برود! و حتما می دانیم که طول دوره سربازی دقیقا بیست و یک ماه است! در تمام طول این مدت که یک پسر در سربازی می باشد (یعنی دو سال ) دقیقا شانس قبولی دو دختر را فراهم می کند و یا دست کم اینکه شانس قبولی یک دختر را دو برابر می کند و وقتی که به تدریج این مسئله حادتر شود، به وضعی مثل حالت فعلی جامعه ما دچار می شویم!
حال ممکن است بپرسید که: بر فرض هم که این طور باشد، این مسئله خیلی هم خوشآیند هست چرا باید آنرا جزو مشکلات تلقی کنیم؟!
جواب این سوال واضح می باشد، زیرا به بخش بزرگی از فرهنگ ما بر می گردد، بهتر است در جواب این سوال سوال دیگری مطرح شود:
آیا شما (خانوم یا آقا) که یک فرد باسواد و با تحصیلات دانشگاهی هستید حاضرید با فردی که تحصیلاتش در حد دیپلم هست و متاسفانه در جامعه ما ممکن است که اشتغال مناسبی هم نداشته باشد، کنار بیائید؟! جدای از استثناها و کلا افرادی که با از خود گذشتگی این مسئله برایشان حل شده است، تقریبا 80% افراد این را به عنوان مشکل تلقی می کنند، البته در حالت بر عکس یعنی زمانی که پسرها دارای تحصیلات دانشگاهی باشند مشکل به هرگز به این حد جدی نیست! اما مشکل زمانی حاد میشود که یک دختر خانم حاضر شود که این ناهماهنگی را بپذیرد! و در اینجاست که اختلافات زیاد میشود!
مقصود این نیست که به دختر خانم ها خرده گرفته شود! اصولا این جزو طبیعت زنان می باشد که همواره دنبال موجودی برتر از خود هستند و شاید در حال حاضر اوضاع ما به گونه ای است که مدرک دانشگاهی یکی از ملاکهای برتری می باشد! دست کم میتوان گفت که اغلب مردم ما بدین صورت فکر می کنند!
البته باز هم در صورتی که شرایط کار مساوی برای زنان و مردان وجود داشت، این مسئله نمی توانست تا این حد مشکل ساز باشد، اما همان طور که میدانیم طبیعت زنان و مردان فرق می کند و شاید برای همین تفاوت است که زنان نمی توانند کارهای مختص مردان را انجام دهند و یا حداقل اینکه نمی توانند به اندازه مردان یا حداقل تعداد ساعاتی که مردان می توانند ، کار کنند ( البته استثناهایی وجود دارد که زنان بهتر از مردان و سریعتر از آنان کار می کنند، منظور یک برآورد کلی می باشد! ) .
شاید و شاید یکی از راه حل های خوب برای این مسئله بدین گونه باشد که در حین انجام وظیفه سربازی پسرها بتوانند به تحصیلشان ادامه دهند! و یا اینکه حداقل امکاناتی برای آن ها در نظر گرفته شود که بعد از سربازی از درس فاصله نگیرند! و اگرنه باید کلا فرهنگ های جدیدی جایگزین فرهنگهای امروزی کنیم! به عنوان مثال ، مدرک تحصیلی به هیچ وجه ملاک برتری انسانها نسبت به یکدیگر نباشد! لزوما برای کار دنبال کسی نباشیم که حتما دارای تحصیلات دانشگاهی باشد! همیشه این را بدانیم که خیلی از افراد هستند که دارای قابلیت های خیلی بالاتری از آن هایی هستند که درون دانشگاه ها هستند، لزوما دانشگاه ملاک برتری نیست! تنها و تنها در این صورت است که امکان شغل های کاذب برای آن هایی که وارد دانشگاه نشده اند از بین می رود، هر چند که اصولا شایستگی افراد را خودشان تعیین می کنند، هر فرد می تواند آنقدر به خودش احترام بگذارد که همیشه دنبال اهداف عالی باشد، نمونه های زیادی هستند که بدون اینکه مدرک مهمی داشته باشند کار آفرینی کرده اند.
به هر حال چیزی که مهم است این است که هر آماری نشان دهنده یک واقعیت و یک علت است و یک سری اثرات هم به دنبال دارد، سعی کنیم قبل از اینکه به چیزی افتخار کنیم، اول ببینیم که واقعیت موجود چیست؟ به چه علت چنین چیزی بوجود آمده است و چه اثراتی دارد؟ و سپس به فکر رفع آن باشیم …