X
تبلیغات
رایتل
Adiabatic
آرشیو
سه‌شنبه 3 آبان‌ماه سال 1384
ظلمت نفسی - ظلموا انفسنا

چند ساله اونطور که باید و شاید تو مراسمات مذهبی شرکت نمی کنی . نوجوون که بودی وضعیتت اینجوری نبود .بعد بزرگتر شدی و پیش خودت خیال کردی عاقلتر هم شدی این ظن وقتی در تو تقویت شد که تو مراسمات مذهبی حضور داشتی و می فهمیدی اونچه که نوحه خون یا مداح داره میگه وهمه – خیالاته – دروغه . دیگه نمی تونستی خودت رو راضی کنی یکی برای اینکه اشکت رو در بیاره هر چی می تونه از خودش دروغ سر هم کنه و به خوردت بده .بعدها سعی کردی در رفتار برخی از کسانیکه اهل این مجالس بودن دقت کنی برات جالب بود که طرف تو این مجالس حاضر بشه و رفتار خوبی نداشته باشه .رو این قضیه فکر کردی و به این نتیجه رسیدی که فکر و اندیشه است که آدم رو می سازه تا روی قضیه ای خوب فکر نکنی نه میتونه به حالت مفید باشه و نه مضر . رفتی به دانسته هات مراجعه کردی یه جمله پیدا کردی که یک ساعت فکر کردن از هفتاد سال عبادت بالاتره . ولی خودت رو که نمی تونی گول بزنی جای عبادت هنوز تو زندگیت خالیه . حس می کنی ضعیف شدی حس می کنی چند وقته تو برزخی .نمی دونی این وری هستی یا اون وری . یعنی تو هم دچار بحران هویت شدی ؟ فکر کنم شدی . تو خیلی چیزهای دیگه هم مرددی . نقشه کلی زندگیت معلوم نیست . یه روز یه تصمیمی برای زندگیت می گیری فردا یه چیز دیگه . هدف کلی زندگیت چیه؟ خدا می دونه . اینکه عمر طبیعی یک انسان هفتاد هشتاد سال بیشتر نیست بدجوری گیجت کرده که دنبال چی بری .

 

پیرو اخبار خوش قبلی به اطلاع امت همیشه در صحنه می رسونم که امشب باید برم روی برجک تو هوای سرد پست بدم تا عقلم سر جاش بیاد که هرکی از ایران مهاجرت کرده حق داشته .اینجا حساب و کتاب نداره و هر بلایی هم سرت آوردن جایی نیست بری پیگیری کنی . نمی دونین تو این چند روزه چقدر بالا و پایین کردیم و به چه جاهاییکه مراجعه نکردیم حالا قصد داریم طی روزهای آتی چپ و راست هم کنیم بلکه جواب داد !

 

کی گفته مردها هوسباز هستن این آقا فقط 162 بار ازدواج کرده

عبادی و سروش در فهرست روشنفکران برگزیده جهان

خاطرات سفر یک امریکایی:ایران کشورى دوست داشتنى


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 439635


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها