X
تبلیغات
رایتل
Adiabatic
آرشیو
دوشنبه 25 مهر‌ماه سال 1384
بابا ایهاالناس کمک !!!

چند ماه پیش یه سرباز رو از طرف قرارگاه  فرستاده بودن واحدمون برامون یه کاری رو انجام بده چند روزی پیشمون موند و بعد هم برگشت همون قرارگاه . چند سال از من بزرگتر بود و دیر اومده بود خدمت ازدواج هم کرده بود تو اصفهان خونه خریده بود و خانمش اونجا زندگی می کرد خانواده خودش هم اهواز بودن چون اصالتا خوزستانی هستند . چند روز پیش که قایمکی از واحدمون جیم زده بودم یه سری رفتم کتابخونه چند تا روزنامه رو هول هولکی خوندم و تصمیم گرفتم تا لو نرفتم برگردم .تو راهرو یه مرده متحرک دیدم که داره به سمتم میاد همون بابا بود . یه سلام و علیکی کردیم و بعد فهمیدم زندگیش حسابی ریخته بهم .خانمش تومور مغزی داشته اینها هم که بیمه نبودن خرج دوا و درمون زندگیشون رو نابود کرده 45 میلیون خرج کرده بود و 15 میلیون هم چک داده بود که نمی دونست پولش رو از کجا قراره تامین بکنه خودش و پدرش هر چی داشتن فروختن حتی موبایل و طلا و جواهراتشون رو . بدجوری به کمک احتیاج داشت حتی به سرش زده بود که ظهر بعد از نماز موضوع رو با جماعت نمازگزار در میون بذاره که البته اینکار رو نکرد . خدا چنین وضعیتی رو پیش پای هیچ مردی نگذاره . هیچ چیز برای یک مرد تلخ تر از شکسته شدن غرورش نیست . می گفت شبها خوابش نمی بره اینو لازم نبود بگه قیافه اش و صورت رنگ پریده اش داشت داد میزد چند شبه نخوابیده . وظیفه خودم دونستم این قضیه رو با مسئولینمون در میون بگذارم البته از شنیدنش خیلی ناراحت شدن ولی احتمالا انقدری مشکل تو زندگی شون هست که نمی تونن به یه آدم نیازمند ولو اندک کمک کنن . اینجور خبرها خیلی زود تو محیط ها کوچک پخش میشه وقت نماز فهمیدم تقریبا همه از قضیه آگاه هستن . بابا مردم ما بی احساس شدن مردم ما خودخواه شدن . به اینجور مسایل که میرسن یه جوری خودشون رو توجیه می کنن که شرایط کمک کردن رو ندارن واز بغلش رد میشن . باور کنین این قضیه تو هر کدوم از کشورهای بی دین غربی اتفاق می افتاد جماعت بی دین حتما کمکش می کردن .چرا مسلمونهای ایران اسلامی انقدر بی توجه هستن ؟ چند هفته پیش بعد از پادگان با همین لباس سربازی رفته بودم میدون انقلاب کتاب بخرم یه خانمی با تمام وجودش داشت فریاد می زد کمک !!! مثل دیوانه ها بود نمی دونست داره چیکار میکنه نمی دونست کجا داره میره فقط فریاد می زد و کمک میخواست شوهرش بیمار بوده و برای خرج عمل شوهرش کمک میخواست   جماعت باز هم فقط رد میشدن احتمالا پیش خودشون خیال می کردن این هم الکیه که اگر بود باید به خانمه جایزه اسکار بهترین هنرپیشه رو میدادن . چند دقیقه بصورت نامحسوس صحنه رو زیر نظر داشتم باورم نمیشد مردم انقدر بی تفاوت باشن .آقا اصلا فرض کنیم الکی باشه حالا تو دویست تومن بدی ورشکست میشی؟ چندین و چند هزارتومن خرج اون ظاهر وامونده تون می کنین هر فصل تیپتون منطبق با آخرین لباسهای فصله حرف زدنی هم که فلسفه و هنر شرق و غرب رو بهم می بافین .واقعا که ...

 

تو حس غبطه خوردن منم با خیلی هاتون شریک هستم . آدم پر از نظر من یعنی آقا رضا 
 

کلاسمون شروع نشده کن فیکون شد . 5 نفر ثبت نام کرده بودن که قرار شد با همون 5 نفر کلاس تشکیل بشه جلسه اول فقط چهار نفر اومدن و جلسه دوم فقط دو نفر ! البته آقا معلم قول داده که کلاس رو به هر ترتیب که شده تا انتها پیش ببره ولی واضحه که با این شرایط ترم دومی تشکیل نخواهد شد و این یعنی انقطاع ! با معلم صحبت میکنم که کلاس رو MP3 کنه و دو ترم رو تو همین یکی تموم کنه تا ترم بعد با ترم سومی ها بشینم ولی نفر دوم با این طرح موافقت نمیکنه .اینجاست که می فهمی بعضی وقتها دو نفر هم برای خودش تعداد زیادیه . تو همین جلسه دوم کشف می کنی که تو کل دنیا فقط انگلیسیها و ایرانیها انقدر عقل داشتن که برای کلماتشون جنسیت تعیین نکنن اینجا هم مجبوری بفهمی کدوم کلمه مذکره کدوم مونثه و کدوم خنثی . قاعده هم نداره وقتی میخونی دوشیزه خنثی است و خودکار مذکر اینو میفهمی .گور باباش یه کاریش میکنی از قبلیه که بدتر نیست . اونا هم چند مدل لهجه دارن که آقا معلم لهجه بیخوده رو انتخاب کرده ولی تو چون از شب تا صبح خرخر میکنی و خوب بلدی صدای خ و غ از خودت در کنی تصمیم گرفتی که از همون اول خلاف جهت شنا کنی . تمام شیرینی این زبون تو خشه وخیششه !!! صبح یه سرچی کردم یه نرم افزار خوب پیدا کردم کسانیکه هنوز دو جلسه نیست آلمانی رو شروع کردن اینو بگیرن .

 

امروز اسمم رو تو اینترنت سرچ کردم دیدم وارد اینترنت شده چه فارسی و چه انگلیسی .کلی ذوق کردم از این جهانی شدن !!! 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 439635


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها